تبليغاتX
رنگ خدا

رنگ خدا

 

and the Golden Globe goes to...

from Iran

A Seperation

VIVAAA Iran

نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 13:22 توسط بریدا| |

نبودن هایش به آتش میکشد این قلب خسته را..

نوشته شده در یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 12:47 توسط بریدا| |

نگاهم نکن٬ من پشیمونم از عشق٬ هوای توهم از سر من پریده

بزرگی کن و بگذر از هرچه کردم٬ حالا که دیگه وقت رفتن رسیده

نگاهم نکن٬ طاقت این نگاهُ٬ نداره آخه کوله بار رو دوشم

از اینجا که رفتم تو هم بی تفاوت٬ بگو حتی اسمش نخورده به گوشم

نگاهم نکن طاقت این نگاه و دو چشمی که موندن واسه من به راه و

یه حسی که میگه پُرم از گناهُ ندارم... همینجا تموم میشه کارم...

نگاهم نکن٬ طاقت این نگاه و دل رد شدن باز از این کوله راه و

عذاب یه وجدان غرق گناهُ ندارم... همینجا تموم میشه کارم....

نکن بدرقه با نگاهت دلم رو٬ شکسته تر از این نمیشه غرورم

من از تو گذشتم و ساده گرفتم٬ حالا فهمیدم از خودم در عبورم...

از اینجا که رفتم بذار آه قلبت بگیره همه زنگیمو سراسر

ولی وقت رفتن نگاهم نکن تا بشه رد شد از این همه عشق و باور....

نوشته شده در یکشنبه چهارم دی 1390ساعت 22:3 توسط بریدا| |

در دلت شک به تمامی خفته است...

تو مرا می خواهی

تو مرا می فهمی

تو مرا چونان جان٬ زخودت می دانی!!!

ولی افسوس ز تردید که در تو جاریست...

نازنین دیروز

مهربان امروز

یادگار فردا....

عزم رفتن دارم!!

تو اگر می دانی

که به جز عشق به من٬ در دلت حسی نیست

همسفر شو با من...!

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 22:44 توسط بریدا| |

اشکایی که بی هوا رو گونه هام میریزه

دلی که از همه ی خاطره هات لبریزه...

دلی که میخواد بمونه٬ تنی که باید بره!

حرفی که تو دلمه٬ اما ندونی بهتره...

بیخیال حرفایی که تو دلم جا مونده

بیخیال قلبی که این همه تنها مونده

.................

* ترانه ای که بهتر از هر حرف دیگه ای حرفای دلمو میزنه... 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم شهریور 1390ساعت 10:17 توسط بریدا| |