رنگ خدا
and the Golden Globe goes to... from Iran A Seperation VIVAAA Iran نبودن هایش به آتش میکشد این قلب خسته را.. نگاهم نکن٬ من پشیمونم از عشق٬ هوای توهم از سر من پریده بزرگی کن و بگذر از هرچه کردم٬ حالا که دیگه وقت رفتن رسیده نگاهم نکن٬ طاقت این نگاهُ٬ نداره آخه کوله بار رو دوشم از اینجا که رفتم تو هم بی تفاوت٬ بگو حتی اسمش نخورده به گوشم نگاهم نکن طاقت این نگاه و دو چشمی که موندن واسه من به راه و یه حسی که میگه پُرم از گناهُ ندارم... همینجا تموم میشه کارم... نگاهم نکن٬ طاقت این نگاه و دل رد شدن باز از این کوله راه و عذاب یه وجدان غرق گناهُ ندارم... همینجا تموم میشه کارم.... نکن بدرقه با نگاهت دلم رو٬ شکسته تر از این نمیشه غرورم من از تو گذشتم و ساده گرفتم٬ حالا فهمیدم از خودم در عبورم... از اینجا که رفتم بذار آه قلبت بگیره همه زنگیمو سراسر ولی وقت رفتن نگاهم نکن تا بشه رد شد از این همه عشق و باور.... در دلت شک به تمامی خفته است... تو مرا می خواهی تو مرا می فهمی تو مرا چونان جان٬ زخودت می دانی!!! ولی افسوس ز تردید که در تو جاریست... نازنین دیروز مهربان امروز یادگار فردا.... عزم رفتن دارم!! تو اگر می دانی که به جز عشق به من٬ در دلت حسی نیست همسفر شو با من...! اشکایی که بی هوا رو گونه هام میریزه دلی که از همه ی خاطره هات لبریزه... دلی که میخواد بمونه٬ تنی که باید بره! حرفی که تو دلمه٬ اما ندونی بهتره... بیخیال حرفایی که تو دلم جا مونده بیخیال قلبی که این همه تنها مونده ................. * ترانه ای که بهتر از هر حرف دیگه ای حرفای دلمو میزنه...


